آشنای قدیمی من اینجاست
ساعت ۱۱:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸۸  کلمات کلیدی:

 

آشنای قدیمی من

 

دلم یهو تنگ شد برای قدیم قدیما که اینجا رو چقدر تند تند آپ می کردم وچقدر تفریح خوبی بود

 

کلی دوستای مجازی ایم  بیشتر شدند اما یه وقفه طولانی .... تا اینکه دلم برای لمس آسمان

تنگ شد

 

مثل یکی از چیز های ارزشمندی که آدم دوست داره یهو گفتم  ای وای ....

 

کوش؟ کجاست ؟ کجا رفت ؟

 

من اینجامقلب

 

بارها اومدم بنویسم اما یا یه کاری برام پیش اومد یا تنبلی کردم  یا اصلا بعضی نوشته هایم

 

خیلی خصوصی بود

 

اما الان شروع کردم به خودم گفتم سهیلا کوشولو دِ هَههههه.....

 

البته علی رضا جان هم به من قول داده اونم بنویسه اما اینقدر سرش شلوغه که می دونم وقت نمی کنه

 

اما من زورش می کنمنیشخند

 

روزهای بارونی ، تعطیلات عید ، دانشگاه ،دوستای قدیمی ،دوستای جدید،انواع تجربه ها

 

 (شادی ،غم و....) و....که گذشتند

 

 اما

 

خیلی مطلب برای نوشتن دارم بازم

 

اما

 

یواش یواش

 

فکر کنم خیلی از دوستای ژیگول ژیستانی ام که همیشه اینجا رو چک می کردند خسته شدند

 

 و رفتند اما من شروع می کنم تا ببینم وفای عهدشون تا چه حدِ ِِِ ِ ِ

 

اگه اومدین و خوندین بهم یه جورایی خبر بدین

 

 اونوقت خیلی خوشحالم می کنید .مژه

 

 


شب یلدا
ساعت ۸:٢٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

  اولین برف هم اومد 

  

آخ جون بریم دل واحساس رو بسپاریم به سپیدای سپید 

 همه شرایط جور شد برای یه شب یلدای قشنگ برفی

 

امیدوارم بهترین لحظات را در کنار عزیزانتان داشته باشید

شب یلداتون مبارک فرشته

 

 


 
ساعت ٢:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

  

NOW JOIN YOUR HANDS                    

       

And                                                                  

                     

WHIT YOUR HANDS YOUR HEART. 

 

 

William Shakespeare

 

 


یک بازار با مزه و جذاب (بازار عصرانه با محک )
ساعت ٤:۱۱ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

 

دوستان سلام لبخند

 سومین بازار عصرانه با محک قلب

به نفع کودکان مبتلا به سرطان در محل بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودک  مژه

این برنامه همین جمعه 8 شهریور از ساعت 3 بعد از ظهر تا 9

شب برگزار می گردد .

ضمنا : غرفه نجوم و رصد سیاره مشتری از غروب خورشید به بعد از

برنامه های بخش سرگرمی این نمایشگاه می باشد

دوستان با دوستان و خانوادتون بیاین خیلی زیباست کلی خوراکی داره و تفریح خیلی زیاددددد هورا

آدرس : در پوستر نمایشگاه ضمیمه گشته است.

منتظر شما هستیم چشمک

پ .  ن  :

آدرس : ابتدای بزرگراه ارتش ،سه راه ازگل ،بلوار اوشان ،بلوار محک

،بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان .

 


یا علی
ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٥ شهریور ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

نادعلیا مظهر العجائب ...

 

بخوان علی علیه السلام را که مظهر کلمات عجیبه است تا یاری کننده تو در تمام مشکلات و سختیها باشد

این بنده ناچیز پیوسته  بخدا نیازمند است ومن در تمام امور بر آنحضرت متوسل شده و تکیه کرده ام وامور گذشته و آینده ام را در زیر سایه لطف خدا گذرانده و میگذرانم

 و برای رفع و دفع هر ناراحتی و مشکلی خدایا ترا می خوانمتا مشکل حل و

 مسائل روشن شود.

قسم به بزرگیت ای خدا و قسم به پیامبریت ای محمد (ص) و بولایت وامامت تو

  ای علی  ای علی ای علی  مرا دریاب بحق لطف و محبت پنهانت

 خدا بزرگتر از آنست که توصیف شود ومن از شر دشمنانت بیزاری می جویم

 خدای بی نیاز ،بی نیاز کننده من است

ومن از سوی تو مدد و یاری می شوم وبر تو اعتماد وتکیه دارم

بحق ایاک نعبد وایاک نستعین ای پدر کمک ویاری کردن مرا یاری کن وبفریادم رس   ای پدر چنین مرا دریاب ای شمشیر خدا مرا دریاب

ای در و دروازه خدا مرا دریاب ای حجت وراهنمای خدا مرا دریاب

 ای ولی خدا مرا دریاب قسم به آن لطف پنهانت ای غالب وپیروزمند وبرتری یابنده برهمه به قهر و سلطنت خدایی و حال آنکه قهر وسلطنت در تفوق وغلبه وپیروزی توست ای غالب وپیروزمند بر دشمن ای دوست خدا ای مظهر صفات عجیبه

 ای مرتضی علی یقین دارم بر من هر کسی بخواهد ظلم وستم روا دارد تو مولا او را به تیر و شمشیر کشنده بر زمین زده واز پای در می آوری

من تمام امورم را بخدا واگذار می کنم بدرستیکه خداوند بصیر وبینا و آگاه بر بندگان است وقول خداونداست که در قرآن فرمود : خدای شما خدای واحد است وغیراز او خدایی نیست بخشنده و مهربان است ای فریادرس فریادخواهان مرا دریاب ای راهنمای سرگردانان  ای امان و آرامش دهنده ترسندگان  ای یاری کننده پناه آورندگان ای رحم کننده  بر فقر او بیچارگان  ای پروردگار عالمیان مرا دریاب برحمت بیکرانت ودرود تو بر سید و آقای ما حضرت محمد (ص) و خاندان او باد وستایش وحمد برای پروردگار جهانیان است وبس .

 


 
ساعت ٢:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢ تیر ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

دیشب .....

دوستانی مرهمی

صحبت های دلنشینی

 

آرام بخش روح آدمی

یکی گفت :سجاده ات کجاست ؟

دیگری : داستانی

همه یارای محبت

الهی 

الهی

.....

سبد زندگیمان ، همیشه یارای محبت

آمین

 


همراه
ساعت ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱ خرداد ،۱۳۸٧  کلمات کلیدی:

 

خواهان آن بودم

 

ادامه مسیر را همراه کسی باشم که هدفش پرواز است

 

و رسید آن زمان

 

ومن دیگر نمیگویم من ،

 

من واو ما شده ایم.

 

 


 
ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

سخن هاست در هیچ

چه توان در نوشتن است وچه چیز را گواهی خواهد بود...

 زمانی که میلیون ها ومیلیون ها کلمه در ذهن وجود دارند اما مجال و رمقی برای نوشتن نداری

شاید کسی که تو را بشناسد خود همه کلمات وجملات را از دریچه چشمان تو بخواند

واینجاست که تو فقط سکوت میکنی ...سکوتی پر رمز وراز وهمه چیز را به کائنات وهستی

خواهی سپرد تا بوم نقاشی تو را صفایی دهند.

دعا کن که از نور خورشید و رنگ عشق و رنگ آسمان هم رنگی در نقاشی باشد.

هفت شهر عشق را باید گذر کرد ...

آسمان را لمس باید کرد

.....

نم نم باران باید شنید

رنگین کمان بعد از باران را باید دید...

از نگاه رنگین کمان ، میتوان معنای سکوت را دانست.

سخنی بس سنگین بر روی دل حکمفرمانست و مهر سکوتی بر آن.

گاه ضربان قلب نیز به سختی تحمل میکنند

و گاه تو ، تا چه زمانی سکوت را با خود همراه خواهی کرد !!!

شاید تا زمانی که ....

و... سخن هاست در هیچ.

 

 

 


 
ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

برف بازی

سلام سلام سلام به همه دوستان خوبم که در این یک ماهی که مطلبی در لمس آسمان نوشته نشده بود

یه عالمه پیگیری می کردند و جویای احوال بودندو......ممنون از همگی.

زمستان برفی که این همه قشنگی به طبیعت میده هم رسید .

زمستان برفی را خیلی دوست دارم ،همه جا سپید سپید میشه ،احساس میکنم همه جا پاکه

 ویه آرامش خاصی بر طبیعت زیبای خدایی ، حکمفرماست.

سپیدی ،پاکی ،آرامش و... یه حس قشنگ لمس آسمانی.

یه پیشنهاد : از خونه هامون بزنیم بیرون وبریم روی برف ها راه بریم ،

بزاریم احساس کنیم که داریم روی فرش سپید آسمانی راه میریم ،

تو دلمون نعمت به این قشنگی خدای مهربونمون رو شکر کنیم.

چه احساسی از این  قشنگتر که هدیه به این زیبایی که نعمت اوست را لمس کنیم حتی

 اگر اسمشو بزاریم برف بازی ، با کسانی که دوستشان داریم بریم برف بازی ...

بهم دیگه این نعمت الهی رو هدیه بدیم ،حتی اگه اسمشو میزاریم برف بازی ...

گلوله های برفی مونو به هم دیگه هدیه بدیم (البته شیطنت را حذف کنیم )

آدم برفی درست کنیم که نماد کودک های درونمان باشه ،

اما هیچ وقت وجودمون رو مثل برف سرد نکنیم .

اما  می تونیم وجودمون رو مثل برف سپید ،پاک کنیم.

 

 


 
ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٦  کلمات کلیدی:

دو شهر

به شهر زندگان نگریستم

وخود را گفتم که « از آنِِ ِ دارایان و توانگران است »

آن گاه ،به شهر مردگان دیده افکندم

وگفتم :«این نیز از آن ِ پولداران است»

«پروردگارا ،پس بینوایان را سرزمین کجاست؟»

چنین که گفتم ،دیده ام به انبوه ابرهای پربارانی افتاد که

 از پرتو زرین وزیبای خورشید رنگین بودند.

واز ژرفای جانم ندایی شنیدم

که گفت :« آنجا»

صدای سخن عشق ،جبران خلیل جبران


← صفحه بعد